تبليغاتX
و مزاجه من تسنیم عینا یشرب بها المقربون

و مزاجه من تسنیم عینا یشرب بها المقربون

ترکیب آن شراب ناب از عالم بالاست _ سرچشمه ای که مقربان از آن می نوشند...

خطبه حضرت زينب سلام الله علیها در کوفه

سپاس خدايى را که سزد که پروردگار جهانيان است و درود خدا بر پيامبر و خاندان او بادا خداى تعالى راست گفت که فرمود : عاقبت آنان که کار زشت کردند ، اين بود که آيات خدا را تکذيب نموده و آن را به سخره گرفتند .
اى يزيد ، کنون که به گمان خويش بر ما سخت گرفته اى و راه اقطار زمين و آفاق آسمان و راه چاره را به روى ما بسته اى و ما را همانند اسيران به گردش در آوردى ، مى پندارى که خدا تو را عزيز و ما را خوار و ذليل ساخته است ؟ و اين پيروزى به خاطر آبروى تو در نزد خداست ؟ پس از روى کبر مى خرامى و با نظر عجب و تکبر مى نگرى و به خود مى بالى خرم و شادان که دنيا به تو روى آورده و کارهاى تو را آراسته و حکومت ما را به تو اختصاص داده است .
اندکى آهسته تر ! آيا کلام خداى تعالى را فراموش کرده اى که فرمود : گمان نکنند آنان که به راه کفر رفتند مهلتى که به آنان دهيم به حال آنان بهتر خواهد بود ، بلکه مهلت براى امتحان مى دهيم تا بر سرکشى بيفزايند و آنان را عذابى است خوار و ذليل کننده ؟
اى پسر آزاد شده جد بزرگ ما ! آيا از عدل است که تو زنان و کنيزان خود را در پرده بنشانى و پردگيان رسول خدا صلى الله عليه و آله را اسير کرده و از شهرى به شهر ديگر ببرى ؟ پرده آبروى آنها را بدرى و صورت آنان را بگشايى که مردم چشم بدانها دوزند و نزديک و دور و فرومايه و شريف ، چهره آنها را بنگرند ، از مردان آنان کسى به همراهشان نيست ، نه ياور و نه نگهدارنده و نه مددکارى .
چگونه مى توان اميد بست به دلسوزى و غمگسارى کسى که مادرش جگر پاکان را جويده و گوشتش از خون شهيدان روييده ؟ و اين رفتار از آن کس که پيوسته چشم دشمنى به ما دوخته است بعيد نباشد و اين گناه بزرگ را چيزى نشمارى و خود را بر اين کردار ناپسند و زشت بزهکار نپندارى و به اجداد کافر خويش مباهات و تمناى حضورشان را کنى تا کشتار بى رحمانه تو را ببينند و شاد شوند و از تو تشکر کنند ! و با چوب بر لب و دندان ابى عبدالله سيد جوانان بهشت مى زنى ! و چرا چنين نکنى و نگويى که اين جراحت را ناسور کردى و ريشه اش را ريشه کن ساختى و سوختى و خون فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله را که از آل عبدالمطلب و ستارگان روى زمين بودند ريختى و کنون گذشتگان خويش را مى خوانى .
شکيبايى بايد کرد که ديرى نگذرد که تو هم به آنان ملحق شوى و آرزو کنى که اى کاش دستت خشک شده بود و زبانت لال و آن سخت را بر زبان نمى آوردى و آن کار زشت را انجام نمى دادى !
بار الها ! حق ما را بستان و انتقام ما را از اينان بگير و بر اين ستمکاران که خون ما ريخته اند چشم و عذاب خود را فرو فرست .
به خدا سوگند اى يزيد ! که پوست خود را شکافتى و گوشت بدن خود را پاره پاره کردى و رسول خدا را ملاقات خواهى کرد با آن بار سنگينى که بر دوش دارى ، خون دودمان آن حضرت را ريختى و پرده حرمت او را دريدى و فرزندان او را به اسيرى بردى ، در جايى که خداوند پريشانى آنان را به جمعيت مبدل کرده و داد آنها را بستاند .
و مپندار آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده و نزد خدا روزى مى خورند همين بس که خداوند حکم و محمد صلى الله عليه و آله خصم اوست و جبرئيل پشتيبان اوست و همان کس که راه را براى تو هموار ساخت و تو را بر مسلمين مسلط کرد بزودى خواهد يافت که پاداش ستمکاران چه بد پاداشى است و خواهد دانست که کدام يک از شما بدتر و سپاه کدام يک ناتوانتر است .
اگر مصائب روزگار با من چنين کرد که با تو سخن گويم ، اما من ارزش تو را ناچيز و سرزنش تو را بزرگ مى دانم و تو را بسيار نکوهش مى کنم ، چه کنم ؟ ديده ها گريان و دلها سوزان است .
بسى جاى شگفتى است که حزب خدا به دست حزب شيطان کشته شوند و خون ما از پنجه هاى شما بچکد ، پاره هاى گوشت بدن ما از دهان شما بيرون بيفتد و آن بدن هاى پک و مطهر را گرگ هاى وحشى بيابان دريابند و گذرگاه دام و ددان قرار گيرند !
آنچه امروز غنيمت مى دانى فردا براى تو غرامت است و آنچه را از پيش ‍ فرستاده اى ، خواهى يافت ، خدا بر بندگان ستم روا ندارد ، به او شکوه مى کنم و بر او اعتماد مى جويم ، پس هر نيرنگى که دارى بکن و هر تلاشى که مى توانى بنما و هر کوششى که دارى به کار گير .
به خدا سوگند ياد ما را از دل ها و وحى ما را محو نتوانى کرد و به جلال ما هرگز نخواهى رسيد و لکه ننگ اين ستم را از دامن خود نتوانى شست ، راى و نظر تو بى اعتبار و ناپيدار و زمان دولت تو اندک و جمعيت تو به پريشانى خواهد کشيد .
در آن روز که هاتفى فرياد زند : الا لعنه الله على القوم الظالمين و الحمدالله رب العالمين سپاس خداى را که اول ما را به سعادت و آمرزش و آخر ما را به شهادت و رحمت رقم زد و از خدا مى خواهم که آنان را اجز جزيل عنايت کند و بر پاداش آنان بيفزاييد ، خود او بر ما نيکو خليفه اى است و او مهربان ترين مهربانان است و فقط بر او توکل مى کنيم .
آنگاه يزيد رو به شاميان کرد و گفت : نظر شما درباره اين اسيران چيست ؟ ايشان را از دم شمشير بگذرانيم ؟
يکى از ملازمان او گفت : ايشان را بکش .
نعمان بن بشير گفت : ببين اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله بود با آنان چه مى کرد ، همان کن .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 0:26  توسط عاطفه  | 

عاشق بودن بخشیدن تا سر حد فقر است والاترین هدیه ها بین دوستان

عشق چون در سینه ام بیدار شد

از طلب، پا تا سرم ایثار شد

این دگر من نیستم ،من نیستم

حیف از آن عمری که با من زیستم

 

فروغ

 

عشق کلمه ای عربی بر گرفته از عشّقه است که این گیاهی است که به دور گیاهان دیگر می پیچد و باعث خشک شدن آنها می شود .

 

تعاریفی از روانشناسان برای عشق

 

کارل راجرز:عشق سالم احساسی سالم  و پیشرونده است که حتی از احساس جنسی بالاتر است .

 

-عشق رغبت جدی به زندگی است.

 

-مازلو :عشق در افراد سالم دارای سه مرحله است :

1-تحسین خودجوش(در اسلام همان شهوت)

2-حیرت(که در مراحل عرفا نی مولوی هم است)

3-جذبه (در این مرحله انتقال دهنده های عصبی دخیل هستند((آدرنالین ،دو پامین ،سرو تونین)) حالت جذبه نسبت به هر چیزی ((انسان ،حیوان،اشیاء))ممکن است به وجود آید.

همچنین مازلو عشق را همراه با هیجان ،ترس و محبت می داند که باعث برانگیختگی میل جنسی می شود.

 

سیر عاشقی

 

-عاشق شدن همیشه دارای جریان یکنواختی برای همه است. می دونید از کجا باید بفهمید که عشق اتفاق افتاده ،زمانی که ذهن منقبض می شود (تنگی نفس) ،فقط یک نفر را می بیند و همه ی توجهش به او محدود است ،دیگران را نمی بیند مانند کسی می شود که هیپنو تیسم شده است. جالبه که فقط محاسن طرفش را می بیند و عیب های او به چشمش نمی اید.

 

_خوبه بدونید که چیزهایی که باعث جلب توجه و بروز عشق می شود به ترتیب عبارتند از:1-بو  2-نگاه 3-رنگ پوست 4-ترکیب اندام .

عاشق به جنبه های کوچک مانند نحوه ی صحبت ،حرکت لبها ، ابروها، آهنگ صدا و...توجه می کند .

 

انواع عشق

 

_بر اساس تحقیقات روانشناسان 12 نوع عشق وجود دارد.

1-عشق اصیل و واقعی .2-عشق عصبی  3-عشق رمانتیک. 4-عشق افلاطونی. 5-عشق خدایی. 6-عشق کور.7-عشق یکطرفه.8-عشق به خود.9-عشق مادرانه.10-عشق پدرانه.11-عشق برادرانه.12-عشق بت پرستانه.

 

دوستای عزیز ممنون از اینکه مطلبم رو خوندین ، منتظر مطلب بعدیم باشید که می خوام توضیحاتی راجع به هر کدام از عشقا بدم .

 

عشق تشنه می شود ، خون بایدش داد .

سرد می شود ، آتش بایدش داد .

گرسنه می شود ، قربانی بایدش داد .

 

استاد دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 23:34  توسط عاطفه  | 

بسمه تعالی

 

بار خدایا ،از تو راه خیر را می طلبم ،که تو به آن آگاهی .پس درود بفرست بر محمد و خاندان او و هرچه خیر است برای من مقدر فرمای .و به ما الهام کن شناخت راهی را که باید اختیار کنیم .و آن را وسیله ای ساز که به آنچه برای ما مقرر کرده ای راضی باشیم و در برابر حکم تو تسلیم شویم.پس غبار تردید از دل ما بزدای و ما را به یقینی چون یقین مخلصان یاری فرمای.

بار خدایا ، برای ما مخواه که در شناخت آنچه برای ما گزیده ای عاجز آییم ،آنگاه تقدیر تو را حقیر شماریم و آنچه را خشنودی تو در آن است مکروه داریم و به راهی رویم که ما را از سرانجام نیک دور دارد و به غیر عافیت نزدیک گرداند .

خداوندا ، ناخشنودی ما را از قضای خود به خشنودی بدل فرمای و هر حکم تو را که دشوار می شماریم  بر ما آسان گردان . در دل ما انداز که مطیع اراده و منقاد مشیت تو باشیم ، تا در گزاردن هر کار که فرمان داده ای در آن شتاب ورزیم درنگ نکنیم و در هر کار که خواسته ای درنگ کنیم شتاب نورزیم و آنچه را که تو دوست می داری ناخوش نینگاریم و آنچه را تو ناخوش می داری اختیار نکنیم .

بار خدایا ، کار ما به راهی انداز که فرجامش پسندیده تر بود و سرانجامش بهتر ، که هر فایدت که از تو رسد گرانبهاست و هر بخشش که کنی عظیم است و هر چه خواهی کنی ، و انت علی کل شی ء قدیر .

صحیفه سجادیه

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 20:22  توسط عاطفه  | 

انرژي هسته اي

سلام به همه ي دوستاني كه با ديدار و نظراتشون از اين وبلاگ خوشحالم مي كنند .

وقت كمي دارم ، فقط دوست داشتم پيروزي بزرگ ملت ايران در (( انرژي هسته اي )) را تبريك بگويم .

اميد وارم همواره شاهد پيروزي هاي بزرگ تر براي كشور و ملت خود باشيم و هميشه سر افراز و سربلند بمانيم و به همه ي دنيا نشان دهيم كه ما هستيم و زندگي سربلندي مي كنيم و هيچ قدرتي نمي تواند جلوي پيشرفت ما را بگيرد .

هميشه پيروزيم ،‌ زيرا ما قدرتي داريم كه اگر تمام قدرت هاي دنيا دست به دست هم دهند ، نمي توانند در مقابلش بايستند ، آن قدرت ايمان است كه آنها از نوشيدن اين مي ناب محروم هستند .

فرمانده رقيبان ما انساني حقير و ضعيف است اما فرمانده ما پروردگار جهانيان است كه همه عالم در دست اوست .

                                            ايراني هميشه سر افراز                                                         

                                                                                                        ((به اميد حق ))

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 1:44  توسط عاطفه  | 

 (آشنایی با مثنوی )                     

                                                       

اشعار مثنوی بر گرفته شده از آیات قران کریم است و به طرز زیبایی به آیات الهی اشاره دارد . برای نمونه اشاره می کنم به چند بیتی از دفتر مولوی :

    حسـرت  و  زاری  گـهِ  بیمـاریست                     وقت  بیماری  همه  بیداریست 

    آن زمان که می شوی که بیمار تو                      می کنی  از  جُرم  استغفار  تو

    مـی  نماید   بر   تو   زشتیّ   گُنه                     می کنی  نیّت  که  باز  آیم  بره

   عهد و پیمان می کنی که بعدازاین                     جز که طاعت نبودم کاری  گزین

اشاره به چند عبارت  و آیه ی قرانی از جمله ((فَإذا رَکِبوُا فی الفُلک دعواالله مخلصین له الدّین...))،(و چون سوار بر کشتی شوند خداوند را ـ  درحالیکه دین خود را برای او پاک و پیراسته می دارند ـبخوانند...)،(عنکبوت،۶۵)؛آیه ی((فلما راٌوا باسنا قالوا امنّا بالله وحده و کفرنا بما کنّا به مشرکین.))،(و چون عذاب ما را دیدند گفتند تنها به خداوند ایمان آوردیم و به آنچه شرک آورده بودیم ،اینک کافریم.)،(غافر،۸۴)و عبارت قرانی((...و ظنّوا اُحیط بهم دعوُاالله مخلصین له الدّین لئن انجیتنا من هذه لنکوننّ من الشاکرین .))،(...و دانند که خود از هر سو گرفتار شده اند ،{آن وقت است که} خداوند را ـ در حالیکه دین خود را برای او پاک و پیراسته دارند ـ به دعا خوانند{و گویند} اگر از این {بلیه}نجاتمان دهی بی شک از شاکران خواهیم بود.)(یونس،۲۲)
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 23:35  توسط عاطفه  | 

عطیه برتر

این زن را می بینی ؟

به سرایت درآمدم ، برای پاهایم آب نیاوردی ؛ اما این زن،پاهایم را به اشک شست و به موهای خویش خشک کرد .مرا نبوسیدی،لیکن این زن از بدو ورود ،باز نماند از بوسیدن پاهایم .سرم را به روغن مسح نکردی،لیکن اوبه عطر تدهین کرد پاهای مرا .از این رو به تو می گویم :گناهان او که بسیار است ،آمرزیده شد،چرا که بسیار عشق ورزیده ؛اما او که آمرزش کم تری یافت،کم تر عشق ورزید.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 23:26  توسط عاطفه  | 

عشق حقیقی هیچ گاه آرام و یکنواخت پیش نمی رود

عشق حقیقی هیچ گاه آرام و یکنواخت پیش نمی رود

 

ای خداوند،من از روی اخلاص،تنها وتنها تو را بر گزیده ام و با همه ی وجودم به تو روی آورده ام و از هر کس که خود نیازمند توست روبرتافته ام و به هر کس که از نعمت تواش بی نیازی نیست تمنایی نکرده ام.و بر آنم که در خواست نیازمندی از نیازمند دیگر سفاهت رأی است و ضلالت عقل.

چه بسا-ای خداوند من-دیده ام کسا نی را که عزّت نه از تو طلبیده اند و به ذلت افتاده اند و جز از خزانه ی فضل تو توانگری جسته اند و بینوا شده اند و آهنگ بلندی کرده اند و به پستی گراییده اند.پس آن دوراندیش که از سر اعتبار نگریسته و چنین کسان را دیده،در دوراندیشی خویش به راه خطا نرفته است واختیارش به راه صواب رهنمون گشته است.

 

     

 

تویی-ای سرور ومولای من - که تنها وتنها پیشگاه توست که باید دست طلب به سوی آن دراز کرد،نه هر کس دیگر که از او چیزی می طلبند،تنها و تنها درگاه  توست که باید از آنجا حاجت خواست،نه هر کس دیگر که از او حاجت می خواهند.پیش از آنکه دیگری را بخوانم تنها وتنها تو را می خوانم وتنها به تو امید می بندم و تنها دست دعا به آستان تو برمی دارم و تنها تو را ندا می دهم.

تویی ای خداوند من که به شمار یکتایی و آن توانایی که در آن ناتوانی راه نیابد ، تنها و تنها صفت توست . قدرت و نیرومندی و علو درجت و رفعت ، تنها و تنها از آن توست .

هر کس جز تو ، در زندگی اش خواستار ترحم است ، در کارش مغلوب است و مقهور ، دستخوش گونه گون حالات است و سرگشته گونه گون صفات .

ای خداوند ، تو برتر از آنی که تو را همتایانی باشند یا اضدادی ، بزرگ تر از آنی که تو را همانندانی باشند یا اقرانی . منزهی تو و هیچ خدایی جز تو نیست .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 0:11  توسط عاطفه  | 

                                     مروارید

 

صدفی به صدف دیگری گفت : « درد عظیمی در درونم دارم . سنگین گرد است و آزارم می دهد .» صدف دیگر با غرور و نخوت گفت : « آسمان و دریا

 را شکر که من دردی ندارم . من چه از درون چه از بیرون ، سالمِ سالم ام .»

 در همان لحظه ، خرچنگی که از کنارشان می گذشت ، گفت : « بله ، سالم و سر حالی ؛ اما حاصل درد رفیق ات ، مرواریدی بسیار زیباست .»

 

                              

                                             

 

 ای خداوند عاطفه !

 

دلهای شکسته ی ما به دستهای نوازش تو محتاج است ، اما دستهای تو محتاج دلهای ما نیست . پیشانی ما نیازمند آستان توست اما آستان کبریایی تو از سجود ما مستغنی است . ما را نمازی عنایت کن که خود نیازمند توبه و استغفار نباشد .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 0:28  توسط عاطفه  | 

تو را به جاي تمام كساني كه نشناخته ام دوست مي دارم

تو را به جاي تمام روزگاراني كه نمي زيسته ام دوست مي دارم

تو را براي خاطر عطر نان گرم و برفي كه آب مي شود دوست مي دارم

تو را براي خاطر نخستين گلها دوست مي دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي تمام كساني كه دوست نداشته ام دوست مي دارم

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 23:16  توسط عاطفه  |